نویسنده: مهتاب مرادیان

  • جلسه‌ي هفتم كارگاه بازيابي خلاقيت

    وقت گذاشتن براي خود و شنيدن پيام‌هاي ناخودآگاه:

    بعد از مدت كوتاهي شادي و فارغ شدن از ركود خلاقيت، دوباره در اين هفته دچار بي انگيزگي و رخوت مي‌شويم. دلمان نمي‌خواهد بنويسيم و احساس مي‌كينم كاري از پيش نمي‌رود. ولي در اين زمان بيش از هر موقع ديگري نياز به گوش سپردن داريم به آنچه از درون‌مان برمي‌خيزد. بايد تلاش كنيم بشنويم و وقت بيشتري بگذاريم. كسالت خود را به حساب نتيجه ندادن نگذاريم بلكه ناشي اين امر بدانيم كه داريم به عمق مي‌رويم و هر قدر عميق‌تر رويم كمي سخت‌تر خواهد شد. اين روند طبيعي رشد است افت و خيزهاي خودش را دارد. images (1)

    سعي كنيم بيشتر بنويسيم و خود را به ملاقات با هنرمند درون ببريم. ببينيم از درون خسته‌ي ما چه برمي‌خيزد؟ آيا دچار كمال طلبي شده‌ايم كه نمي‌گذارد پيش برويم و يا اين كه دلمان مي‌خواهد همان زندگي كج دار و مريض قبلي را داشته باشيم. خلاصه كه هرچه باشد با شنيدن پيام‌هاي دروني به نتايج بهتري دست پيدا مي‌كنيم.

    كمال‌گرايي:

    نمي‌گذارد پيش برويم و مي‌خواهيم همه چيز عالي باشد حتي به خوب هم قانع نيستيم. آنقدر دور خود مي‌چرخيم كه بوي كسالت و انباشتگي مي‌گيريم اصلا غذا خوردن‌مان هم كسالت‌آور مي‌شود. از همه چيز و همه كس ايراد مي‌گيريم و دنبال عيب‌هاي ديگران هستيم. غافل از اين كه دچار كمال‌طلبي شده‌ايم. بدتر از همه اين است كه خود را با اين وضعيت يكي مي‌دانيم و همه چيز را در ذهن‌مان حل و فصل مي‌كنيم اما در عمل،‌ دستاورد قابل توجهي نداريم. واقعيت اين است كه اگر به اين وضعيت ادامه دهيم دچار رخوت بيشتري مي‌شويم و نه تنها خلاق نخواهيم بود بلكه بيشتر نقاد مي‌شويم اما حاضر به نقد خودمان نيستيم.

    خطر كردن و اشتباه كردن:

    اين حق ماست كه امتحان كنيم. چه كسي گفته كارها از ابتدا بايد تمام و كمال پيش روند؟ مگر مي‌شود اشتباه نكرد. اگر كسي مدعي چنين حرفي باشد پس كار به خصوصي انجام نداده است فقط به مسيرهاي بسيار مطئمن و امن اكتفا كرده و خبري از خلاقيت در زندگي‌اش مشاهده نخواهيد كرد. وقتي خطر كردن را به خود اجازه مي‌دهيم خلاقانه‌تر عمل مي‌كنيم از كمال‌طلبي فاصله مي‌گيريم و واقعي‌تر زندگي مي‌كنيم.

    از چه كسي لج‌مان مي‌گيرد؟

    اخيرا در زندگي مان از چه كساني لج‌مان گرفته است؟ شايد تعجب كنيد اما عدم خلاقيت را مي‌توان در چنين سرنخ‌هايي پيدا كرد. ببينيد آن افراد چه خصوصياتي دارند كه باعث لج گرفتن شما مي‌شوند. پادزهر آن خصيصه چيزي است كه شما در زندگي به آن احتياج داريد.

    مثلا اگر از پرويي و بي‌ملاحظه‌گي فردي لج‌تان مي‌گيرد احتمالا مدت زماني است كه منفعلانه عمل مي‌كنيد و از رفتار جرات‌مندانه هراس داريد. قرار نيست عين فرد مورد نظر رفتار كنيد ولي سرنخ خوبي براي تغييرتان است.

    به هر حال براي رشد كردن از هر سرنخي استفاده مي‌كنيم تا خود را بهتر بشناسيم.

    در همين هفته منتظر جلسه‌ی هشتم باشید..

    مربی و برگزارکننده‌ی کارگاه آموزشی بازیابی خلاقیت: مهتاب مرادیان

     
  • جلسه ی ششم کارگاه بازیابی خلاقیت

    دست به عمل زدن به جای فکر کردن:

    در این مقطع از دوره، ایده های خوبی به ذهن مان می رسد چرا که بعد از پنج هفته نوشتن و خالی شدن از خشم های فروخورده، حالا دلمان می خواهد کمی هم برای خودمان وقت بگذاریم. فکر نواختن سازی جدید یا ایجاد تغییر و تحولی در محل زندگی یا کارمان از فکرهایی است که به سراغ مان می آید. اما ترس های مان هنوز با ما هستند و البته کمی هم کمال طلبی اگر داشته باشیم دیگر کارمان تمام است نه تنها دست به کاری نم زنیم بلکه فقط درباره ی کارهایی که قرار است انجام دهیم فکر می کنیم. به طور موقت خوشحال مان می کند و همین شادی گذرا سبب می شود تا بیشتر در افکار خود غوطه ور شویم. بعد از جند ماه حال مان بدتر از قبل می شود و عدم خلاقیت مان، ما را روز به روز افسرده تر می کند. پیش خود فکر می کنیم حالمان قبل از خواندن کتاب بهتر بود و … 20151229-3-adv

    واقعیت این است که آگاهی، مسئولیت می آفریند ما در برابر کاستی های خود که به آنها آگاه شده ایم مسئولیم. دیگر نمی توانیم دیگران را مقصر بدانیم بلکه باید به پا خیزیم. دست به عمل زدن ما را زنده می کند و از لاک خودمان بیرون می آورد. حتی بخش های زخم خورده ی روح مان را ترمیم می کند. با دست به عمل زدن، اعتماد به نفس مان افزایش می یابد و انگار قرار است از نو زندگی کنیم.

    تجملات و نازپروده کردن خود:

    قرار است با چیزهای کوچکی که خوشحال می شویم خود را نازپروده کنیم یعنی به خود اهمیت بدهیم و برای مان مهم باشد که گل مریم دوست داریم و یا پارچه ی زیبایی چشم مان را گرفته و یا اگر هر هفته برای خودمان جیزی کوچک بخریم احساس متمول بودن داریم. جالب است که نازپروده کردن خود با پول اندکی قابل اجراست فقط کافی است اهمیت بدهیم.

    با این کار می خواهیم یاد بگیریم چگونه با خود مهربان تر باشیم و از حسابگری های بی مورد خلاص شویم. مراقبت از خود و توجه کردن به نیازهای کوچکی که شادمان می کند می تواند شویم می تواند در رشد روانی ما تاثیر به سزایی داشته باشد.

    خلاصه ی مطلب که باید وقت بیشتری بگذاریم تا خلاقانه تر زندگی کنیم و به ریزه کاری های زندگی اهمیت بیشتری بدهیم. مانند آشپزی که به ریزه کاری ها اهمیت می دهد و غذای خوشمزه تری تهیه می کند.

    بررسی باورهای مالی:

    آگاهی داشتن از باورهای مالی خود کمک شایانی به نحوه ی درست خرج کردن مان می کند. بعد از این که مشاهدات مالی خود را بررسی کردیم به باورهای عمیقی از خود پی می بریم که شاید از چند نسل قبل درون مان رخنه کرده باشد. اغلب با این باور مالی روبرو می شویم که ترس از نبود پول کافی اجازه ی خرج کردن درست را به ما نمی دهد و یا خود را این گونه قضاوت می کنیم که ولخرجیم. نحوه ی خرج کردن ما نگرش ما را نسبت به فراوانی در زندگی نشان می دهد اگر به کمبود بیشتر فکر در واقع به امکانات غیر مادی زندگی هم با نگاه مقتصدانه ایی می نگریم و ترس زیر بنای تصمیمات مهم زندگی مان می شود.

    شاید در زندگی خود مشاهده کردید که از خرید چیزی گرانبها صرف نظر کردید ولی در عوض همان مقدار پول را صرف کالاهای ارزان قیمتی کرده اید که حجمش نظر شما را جلب کرده ولی به کارتان نمی آید و گوشه ی انباری نگهداری می شود. نگاه ما نسبت به پول با میزان درامدمان دو مقوله ی کاملا متفاوتی هستند. خیلی از افراد معتقد به فراوانی، پول زیادی در دست ندارند ولی نگرش آنها از جیبشان غنی تر است.

    پر کردن چاه درون در هر شرایطی:

    اگر حال مان خوب است یا بد، به قرار ملاقات با هنرمند درون برویم، از خود دریغ نکینم چرا که به این چاه پر و پیمان برای ادامه ی راه نیازمندیم. می خواهیم حرکت های جدیدی را آغاز کینم که انرژی زیادی را از ما می گیرد. می خواهیم بر ترس های مان غلبه کنیم و انها را کنار بزنیم بنابراین نیازمند انرژی بالایی هستیم که چاه مان ته نکشد. در کارگاه ها مشاهده می کنیم که بعد از اندکی شادی، شرکت کنندگان به فکر کارهای مهم زندگی شان می افتند و مشغول رسیدگی به آنها می شوند چرا که ته ذهن همه ی ما این کارها، جدی نیستند و برای کارهای مهم تری باید وقت بگذاریم. غافل از این که چرا کارهای مهم مان جزء قرار ملاقات با هنرمند درون نباشد؟!

    پس از جندین سال تلاش در بازیابی خلاقیت، همه ی زندگی مان قراری با هنرمند درون می شود که بسیار لذت بخش است. ما از تک تک لحظه های زندگی لذت می بریم و با خودمان به آشتی واقعی می رسیم.

    واقعیت خلاقیت:

    مرحله ی اول در بازیابی خلاقیت، پذیرش آنچه هستیم و در زندگی فعلی مان وجود دارد.

    مرحله ی دوم، گوش دادن که برای این کار باید وقت بگذلریم.

    مرحله ی سوم، به پاخاستن و اقدام کردن.

    مرجله ی چهارم، حرف زدن با افرادی که قابل اعتمادند.

    مرحله ی پنجم، شهامت ابراز وجود و خود را مطرح کردن.

    تا هفته‌ی آینده منتظر جلسه‌ی ششم باشید..

    مربی و برگزارکننده‌ی کارگاه آموزشی بازیابی خلاقیت: مهتاب مرادیان

     

     
  • فنگ شويي چيست؟ (17)

    علم فنگ‌شویی برای زندگی‌های امروزی چه پیامی دارد؟

     فنگ شويي در آشپزخانه:

    آشپزخانه، قلب خانه است و مهترين فضايي است كه روح و جسم‌مان را تغذيه مي‌كند. پس در جريان داشتن نيروي حياتي خانه براي كسي كه آشپزي مي‌كند امري مهم است. اين فضا بايد در عين آرام بودن، انرژي زنده و رواني در آن جريان داشته باشد. هرگونه بهم ريختگي و آشفتگي مكاني بر پخت و پز اثر بدي دارد و چون بخش اعظمي از انرژي بدن ما از غذا نشأت مي‌گيرد بر سلامت‌مان تاثير خواهد داشت.images (4)

    براي داشتن آشپزخانه‌اي كارآمد چه كنيم؟

    قبل از هر كاري همه‌ي انباشتگي‌هاي اين مكان را پالايش كنيم و مراقب باشيم و برخي از كابينت‌هاي دور از دسترس را تبديل به انباري نكرده باشيم. بعد از پاكسازي كه همه پستوهاي آن را خوب تميز كرديم بايد دسترسي ما به وسايل پخت و پز آسان باشد و طوري چيدمان شود كه براي پيدا كردن وسايل مورد نياز خود در كمترين زمان ممكن،‌ آنها را پيدا كنيم. فضاي كافي براي رت و آمد ما بايد وجود داشته باشد كه بتوانيم به راحتي بين سه فضاي يخچال و گاز و ظرفشويي در حركت باشيم. امروزه در آشپزخانه‌ها از دو ظرفشويي در طراحي استفاده مي‌كنند اين در صورتي خوب خواهد بود كه وقت كافي براي تميز نگه داشتن آن دو داشته باشيم در غير اين‌صورت بودن يك ظرفشويي يا يك گاز ولي در جاي درست خود بهتر از حجم زيادي از ابزار است كه فرصت تميز نگاه داشتن آنها براي فرد غيرممكن يا سخت باشد.

    زماني كه وسايل تميز و مرتب جاسازي شده باشند گردش انرژي چي به راحتي صورت خواهد گرفت و كار آشپزي راحت‌تر خواهد بود. نكته‌ي مهم در نگهداري مواد غذايي در آشپزخانه اين است كه به توصيه‌ي فنگ شويي اين مواد را در كابينت‌هاي كنج‌دار قرار ندهيم چرا كه از اين گوشه‌ها انرژي رواني ساطع نمي‌شود و دسترسي ما براي تميز نگه‌داشتن اين فضاها بسيار سخت خواهد بود.

    عامل مهم در ايجاد تعادل در آشپزخانه جاي قرار گرفتن گاز و يخچال و ظرفشويي و اگر پنجره هم داشته باشيم عامل مهم ديگري در طراحي بهينه‌ي اين فضا خواهيم داشت. قرار گرفتن اين سه عنصر در مثلثي كه دسترسي آنها را به يكديگر آسان كند. اگر يخچال و گاز نزديك به يكديگر قرار گرفتند گذاشتن تخته‌اي چوبي بين اين دو،‌ كار كردن را آسان مي‌كند. به هرصورت هر كدام از اين سه عنصر مهم در آشپزخانه بهتر است كه در يكي از ضلع‌هاي مثلثي باشند كه در راس آن ظرفشويي و بعد گاز و يخچال باشد. گاز بهتر است زير پنجره نباشد.

    ميز غذاخوري را كجا قرار دهيم؟

    بهتر است در فضايي آرام و بدون عجله غذاي خود را صرف كنيم. اين روزها به علت كمبود جا با گذاشتن صندلي بلند از پيشخوان آشپزخانه به عنوان فضاي غذاخوري از آن استفاده مي‌كنند كه شتاب و بي حوصلگي را القاء مي‌كند. اگر بتوانيم ميز غذاخوري را در فضايي راحت و دلنشين نزديك به فضاي آشپزخانه قرار دهيم از غذا خوردن لذت بيشتري برده و اين امر بر سلامت‌مان تاثير زيادي خواهد داشت.

    اگر در فضايي به دور از آشپزخانه غذا مي‌خوريم بهتر است براي صرف صبحانه، فضاي كوچكي را در آشپزخانه در نظر بگيريم.

    فضاي عذاخوري را بهتر است با گذاشتن تزيينات زياد بر روي ميز يا ديوارهاي اطراف آن شلوغ و انباشته نكنيم و اگر ميزمان در آشپزخانه قرار دارد هميشه آن را تميز نگه داريم.

    از چه عناصري در آشپزخانه بيشتر استفاده كنيم؟

    عناصر اصلي در اين مكان آب و آتش هستند افزودن انرژي درخت هر دو عنصر مذكور را به تعادل مي‌رساند. استفاده از دستمال‌هاي سبز رنگ و سبدهاي چوبي اين فضا را گرم‌تر و دلنشين‌تر خواهد كرد.

    گذاشتن شمع بر روي ميز غذاخوري،‌ اين فضا را گرم نگه داشته و صميميت بيشتري بين افراد خانواده ايجاد مي‌كند. استفاده از رنگ‌هاي ملايم لطافت و نرمي به فضا مي‌دهد.

    طراح و مجري كارگاه‌هاي آموزشي هنر پالايش مكان و ذهن

  • جلسه‌ي پنجم كارگاه بازيابي خلاقيت

    واقعيت پول:

    اغلب در اين مرجله از كارگاه،‌ مسائل مالي ذهن شركت‌كنندگان را به خود مشعول مي‌كند اما اگر با خودمان صادق باشيم، خلاقيت نيازي به پول هنگفت ندارد مگر اين كه از لحاظ مالي، آنطور كه بايد مديريت خوبي تا به حال نكرده‌ايم. خوب روشن است كه ابتدا بايد ببينيم آيا بيشتر دچار مانع ذهني هستيم يا واقعا دچار كمبود مالي هستيم. در هر دو حالت با مشاهده‌ي دخل و خرج روزانه‌ي خود و ثبت آنها متوجه اين موضوع مي‌شويم فقط بايد كمي صبور باشيم. download (6)

    بيشتر مواقع ترس ما از تمام شدن منابع مالي‌مان اجازه نمي‌دهد كه به قدر كافي خرج كنيم و يا گاهي بيش از درامدمان خرج مي‌كنيم تا بر ترس‌مان فائق شويم ولي هيچ كدام ما را به خلاص شدن از ترس‌مان هدايت نمي‌كند و بيشتر بر ترس‌مان مي‌افزايد.

    اگر بتوانيم به يك دانش مالي متناسب با درآمدمان برسيم و بدانيم به نسبت درآمد و شيوه‌ي زندگي‌مان چه مقدار خرج كنيم به آن دانش مالي درست دست پيدا كرده‌ايم،‌ كه اولين قدم مشاهده‌ي خرج روزانه و ثبت آن است. اين بهترين كمكي است كه در حق خودمان مي‌توانيم انجام دهيم،‌ در حين نوشتن بسياري از ترس‌هاي‌مان ناپديد مي‌شود چون با مشاهده‌ي واقعيت‌هاي مالي زندگي‌مان،‌ واقع‌بيني جاي ترس از كمبود مالي را مي‌گيرد و يا اگر زياد خرج مي‌كنيم با كنترل كردن آن از هيجان خرج‌هاي اضافه خلاص مي‌شويم.

    اما پس از اين كار توصيه ‌مي‌شود كه در هر زماني كه فرصت داريم دانش مالي خود را با شركت در سمينارهاي مالي و يا خواندن كتاب‌هاي مالي ساده به دانش خود بيفزايم چون براي داشتن زندگي خلاق نيازمند خلاصي از نگراني‌هاي مالي هستيم. دلمان مي‌خواهد ايده‌هايي كه به ذهن‌مان مي‌رسد را بتوانيم امتحان كنيم.

    تله‌ي فضيلت:

    ريشه‌ي تله‌ي فضيلت در نديدن واقعيت‌هاي زندگي‌مان است. به ظاهر براي ارزشي والاتر،‌ نيازهاي فعلي‌مان را بي‌جواب مي‌گذاريم و در دام خودفريبي گرفتار مي‌شويم. مثلا مي‌گويم براي احترام به ديگري از رسيدگي به كارهاي خود خودداري مي‌كنيم و ساعت‌ها پاي صحبت‌هاي بيهوده مي‌نشينيم كه تا اينجاي داستان اشكالي ايجاد نمي‌كند اما وقتي دچار اين غرور كاذب از خودگذشتگي و فداركاري مي‌شويم مشكلات‌مان آغاز مي‌شود. تله‌ي فضيلت آنقدر موذيانه عمل مي‌كند كه نمي‌دانيم بي‌حوصلگي و گاهي خشم‌مان از كجا آب مي‌خورد. در اين افراد اغلب شاهد دفاع از افراد بي دفاع و دلسوزي‌هاي بشر دوستانه هستيم اما عميق كه نگاه مي‌كنيم با خودشان از همه بي‌رحم‌ترند. خواسته‌هاي واقعي‌‌شان به تعويق افتاده و دچار كسالت و يكنواختي روحي شده‌اند. آن طراوات و تازگي كه در زندگي افراد خلاق وجود دارد از بين رفته و جايش را تاسف براي ديگران و كل آحاد جامعه فراگرفته است.

    از خودمان بپرسيم به قدر كافي اجساس رضايت از زندگي داريم؟

    تا هفته‌ی آینده منتظر جلسه‌ی ششم باشید..

    مربی و برگزارکننده‌ی کارگاه آموزشی بازیابی خلاقیت: مهتاب مرادیان

     
  • فنگ شويي چيست؟ (16)

    علم فنگ‌شویی برای زندگی‌های امروزی چه پیامی دارد؟

    طراحي نشيمن يكي از فضاهاي بسيار مهم در فنگ شويي است. در اين مقاله به بررسي ديدگاه فنگ شويي در اين زمينه و همچنين توصيه‌هاي اين هنر براي طراحي بهتر نشينمن در خانه‌هاي‌مان مي‌پردازيم.امروزه نشينمن، هم به عنوان بخش عمومي خانه و هم مركز زندگي خانوادگي محسوب مي‌شود. جايي است كه اعضاي خانواده دور هم جمع مي‌شوند و از مهمانان خود پذيرايي مي‌كنند. بنابراين هم بايد به قدر كافي راحت باشد و هم براي فعاليت‌هاي دسته جمعي و شخصي خانواده‌ها مناسب باشد. download (5)

    چنانچه در گدشته نشيمن‌هاي متفاوتي داشتيم اما امروزه يك نشينمن داريم با عملكرد چندگانه. اصلي‌ترين جايي است كه ميهمانان خود را مي‌پذيريم و همين طور جايي است كه استراحت مي كنيم، تلويزيون مي‌بينيم و با اعضاي خانواده‌ي خود گپ مي‌زنيم. بنابراين چنين مكاني بايد براي كاربردهاي متفاوتي كه در نظر داريم مناسب باشد. اولين مشخصه اين است كه گرم و صميمي باشد و دومين مشخصه راحتي آن است. چنين فضايي را نبايد رسمي چيدمان كنيم.

    اين فضا از نظر قرار گرفتن در طرح كلي خانه،‌ بايد نزذيك‌ترين مكان به درب ورودي باشد يعني زماني كه از در وارد مي‌شويم اولين مكاني كه در دسترس‌مان قرار مي‌گيرد نشينمن باشد به جاي اين كه اول آشپزخانه يا سرويس بهداشتي را ببينيم.

    از نظر چيدمان، رنگ اين فضا و طراحي آن بايد گرم و پذيرا باشد. صندلي‌ها را در اين مكان نبايد روبروي يكديگر قرار داده چرا كه فضاي خشك و رسمي ايجاد مي‌كند بلكه بايد طوري بچينيم كه وقتي وارد نشينمن مي‌شويم پشت مبلمان به سمت ما نباشد و صندلي ميزبان روبروي ما قرار گرفته باشد اگر مجبوريم يكي از مبلمان خود را جلوي درب ورود قرار دهيم آن صندلي را بايد انتخاب كنيم كه پشت نداشته باشد. پشت صندلي ميزبان اگر ديوار باشد فضاي نشينمن را مستحكم مي‌كند.

    اگر چيدمان مبلمان‌مان با توجه به تلويزيون چيده شده كه اغلب چيدمان‌هاي امروزي چنين است اجازه نمي‌دهد اغضاي خانواده با هم معاشرت كنند و بيشتر توجه به سمت تلويزيون خواهد بود. اگر امكان اين وجود داشته باشد كه فضاي نشينمن را به دور شومينه يا يك وسيله‌ي گرمايشي چيدمان كنيم محيطي گرم و پذيرا ايجاد خواهد شد كه افراد به راحتي مي‌توانند با يكديگر گفتگو كنند. مانند كرسي‌هاي قديمي كه در فرهنگ ايراني خودمان استفاده مي‌كرديم و امروزه در برخي چيدمان‌هاي شهري يا ويلاهاي خارج از شهر نيز ديده مي‌شود. توصيه‌ي فنگ شويي اين است كه اگر چنين طراحي منجر به گرماي زيادي در محيط مي‌شود با گذاشتن گلدان طبيعي در يك سو و آيينه در سمتي ديگر، گرماي آن را متعادل كنيم.

    نشينمن جايي است كه بايد اشياء تزييني و هنري خود را قرار دهيم. فقط مطمئن باشيم كه انتخاب‌هايي دقيق و آگاهانه هستند و همين طور منجر به انباشتگي نشود. چيدمان نشينمن نحوه‌ي تفكر و شخصيت ما را به ديگران معرفي مي‌كند. تميز نگه داشتن اين وسايل و مراقبت مداوم ما در جهت به جريان داشتن انرژي اين مكان، خيلي مهم است كه مي‌تواند به سرعت دچار انباشتگي شود.

    وسايل اين ناحيه را بايد طوري بچينيم كه انرژي در اين مكان به راحتي جريان داشته باشد. از گذاشتن ميزها و كوسن‌هاي زياد خودداري كنيم. اينجا مكاني است انرژي جمع مي‌شود و سپس به ديگر قسمت‌هاي خانه انتقال مي‌يابد.

    از توصيه‌هاي ديگر فنگ شويي اين است كه انرژي اين مكان را درخشان و تميز نگه داريد و اجازه دهيد انرژي به آساني حركت كند. پنجره‌هايي با مناظر خوب و زيبا به بهبود انرژي اين ناحيه كمك مي‌كند اما اگر هميشه باز باشد امنيت آن را به مخاطره مي‌اندازد. اگر پنجره‌ي بزرگي در نشينمن خود داريد با گذاشتن گياهان بلند، توجه را به سمت داخل سوق دهيد و اثرات بيروني را خنثي كنيد.

    گذاشتن نورهايي درخشان در اين فضا مي‌تواند انتخاب خوبي باشد چون انرژيي كه در اين فضا احتياج داريم بايد عملكردهاي متفاوت اين ناحيه را پاسخگو باشد.

    مدرس و مشاور كارگاه‌هاي آموزشي: هنر پالايش مكان و ذهن مهتاب مراديان

  • جلسه‌ی چهارم کارگاه آموزشی بازیابی خلاقیت

    پالايش زندگي فرسوده‌ي گذشته:

    اغلب موانع ما در سر راه خلاقيت،‌ سبك زندگي نامناسب خودمان است. پس از نوشتن چندين هفته متوجه عادت‌هاي رفتاري و كلامي مخرب خود مي‌شويم كه با ادامه دادن آنها فقط موانع خلاقيت را سنگين‌تر و سنگين مي‌كنيم. شايد مانند زماني كه لباسي فرسوده مي‌شود و آن را پالايش مي‌كنيم لازم باشد براي اين بخش از زندگي خود نيز پاكسازي ريشه‌ايي و اساسي را در نظر بگيريم. ولي تغيير سبك زندگي كاري زمان‌بر و گاهي طاقdownload (2)ت قرسات. چرا كه سال‌ها به اين شيوه عادت كرده‌ايم و تمامي اطرافيان‌مان ما را با اين سبك مي‌شناسند، تغيير كوچكي منجر به بهم خوردن برخي از روابط مسموم‌مان مي‌شود. به هرصورت روند رشد كاري آسان نيست اما بهتر از اين است كه خلاقانه زندگي نكنيم. صبر و بردباري ما در اين راه خيلي مؤثر است. معاشرت با افرادي كه زندگي سالمي دارند الگوي بسيار خوبي است و ما را دلگرم مي‌كند.

    لاپوشاني كردن رنج و درد:

    ديدن سبك زندگي نامناسب‌مان دردآور است و هر تغييري مانند زايش چيزي نو بدن درد نيست گاهي مانند پوست انداختن مار مي‌ماند كه نياز به خلوت گزيني و سوگواري دارد. اما اتفاقي كه گاه گربيان گير افراد مي‌شود اين است كه برگشتن به عادت‌هاي قبلي را ترجيح مي‌دهند و تحمل سپري كردن اين دوره نيستند. به جرأت مي‌توان گفت كه وقتي پي به دردي مي‌بري خلاصي پيدا كردن از آن تقريبا غيرممكن است فقط بار آدمي را سنگين و سنگين‌تر مي‌كند. ضمن اين كه لاپوشاني كردن رنج ما را از قبل غمگين‌تر كرده و اجازه نمي‌دهد رها و آزاد زندگي كنيم. احساس مي‌كنيم چيزي ازارمان مي‌دهد،‌ زود رنج مي‌شويم، بدبين مي‌شويم، عشق اطرافيان‌مان را نمي‌بينيم و بدتر از همه احساس تنهايي مفرط مي‌كنيم. هيچ چيز شادمان نمي‌كند و انتظارات‌مان بالا مي‌رود. فكر مي‌كنيد با اين خصوصيات رفتاري، ديگران چقدر ما را تحمل مي‌كنند؟! طبيعي است كه دوروبرمان خالي مي‌شود و تنها انسان‌هايي با سبك رفتاري خودمان در كنارمان باقي مي‌مانند كه احساس حق به جانب بودن را در ما افزايش مي‌دهد.

    تنها راه خلاصي از زخم باز شده،‌ پذيرش رنج‌هاي‌مان است. اين راه زودتر از هر مسير ديگري ما را به رهايي مي‌رساند. احساس سبكي و رها شدن از هر چيز ديگري با ارزش‌تر است.

    پيدا كردن تكه‌هاي گمشده‌ي وجودمان:

    بعد از ديدن رنج‌ها، بخش‌هاي مدفون‌شده‌ي وجودمان را مانند اشياء زيرخاكي،‌پيدا مي‌كنيم. بازسازي و زنده كردن اين بخش‌ها تنها به دست خودمان است. روند شفا آغاز شده و زنده نگه داشتن آن بسيار مهم است.

    گاه بعد از سال‌ها درمي‌يابيم كه چقدر داشتن گل و گياه خانگي ما را زنده مي‌كند و يا دوش صبحگاهي چقدر ميزان روحيه‌مان را بالا مي‌برد. ما مشغول پي ريزي آجرهاي جديدي در زندگي‌مان هستيم. همين آجرها بعد از 10 سال ما را تبديل به آدم محكمي مي‌كند كه خودمان باور نمي‌كنيم. خشم‌‌مان كمتر مي‌شود چرا كه بينش‌مان تغيير كرده،‌حال ميدانيم خيلي از چيزها بسته به اراده و تلاش خودمان است و عصباني شدن ما فقط و فقط مانع‌هاي خلاقيت ما را بيشتر و بيشتر مي‌كند.

    اين هفته‌ها به مانند فردي كه از بيماري سختي خلاص شده به خود نگاه كنيم و از خود مراقبت بيشتري كنيم، خود را به گردش ببريم و سوپ‌هاي سبك و شفابخشي بخوريم تا آرام ارام درون‌مان تسكين يابد. گاهي افراد مي‌گويند احساس گيجي و منكي دارند و براي هيج جيز نمي‌توانند تصميم قطعي بگيرند يا نظر دهند. اگر اين اين اتفاق افتاده، اتفاق مباركي است اگر امكانش را داشتيد كار خود را كمتر كنيد. از ماساژ يا فيزيوتراپي مناسبي كمك بگيريد چون احيانا بار گذشته بر شانه‌هايتان سنگيني مي‌كند، پاهاي‌تان كرخت شده و احساس مي‌كنيد در پياده‌روي كندتر از قبل شده‌ايد. دوش نمك و يا گذاشتن پاها در آب نمك خيلي مؤثر است. باز هم تاكيد مي‌كنم از خودتان مراقبت كنيد،‌ هيچ كس به اندازه‌ي شما نمي‌تواند ياري‌گرتان باشد.

    پرهيز از مطالعه:

    اين هفته از خواندن پرهيز كيند به مغز خود استراحت دهيد و بيشتر به قرار ملاقات با هنرمند درون رويد. پياده روي ملايم داشته باشيد و در معرض هيچ گونه اطلاعاتي قرار نگيريد. بيشتر به تماشاي زندگي بپردازيد به آدم‌ها نگاه كنيد به درخت‌ها،‌ به خيابان، به وسايل خانه‌ي خود و مهم‌تر از همه به درون‌تان نگاه كنيد.

    تا هفته‌ي آينده منتظر جلسه‌ي پنجم باشيد..

    مربی و برگزارکننده‌ی کارگاه آموزشی بازیابی خلاقیت: مهتاب مرادیان

  • فنگ شويي چيست؟ (15)

    علم فنگ‌شویی برای زندگی‌های امروزی چه پیامی دارد؟

    در مقاله‌هاي پيشين، به بررسي مقدمات هنر و علم فنگ‌شويي پرداختم، با بررسي نقشه‌ي باگوآ و مبحث عناصر پنجگانه و تاثير رنگ در چيدمان داخلي پرداختم. اما پرسش اصلي اين است كه چرا علي رغم سبك‌هاي مختلف چيدمان، فنگ‌شويي براي همه جالب است؟ شايد وجه تمايز اين هنر با ديگر سبك‌هاي چيدمان داخلي، در رفع انباشتگي است. پالايش مكان و به جريان انداختن انرژي‌هاي يك مكان از الويت‌هاي اين سبك است و بدون آن هر طراحي غيرممكن است.download

    ذخيره‌سازي و انباشتگي:

    اولين گام در شناخت انباشتگي، پي بردن به تفاوت انباشتگي با ذخيره‌سازي است. ذخيره‌سازي مكاني تميز،‌ مرتب، قابل دسترس و منظم است و در آينده‌اي نه چندان دور استفاده خواهد شد مانند جعبه‌ي ابزار،‌ انباري،‌ جعبه‌ي اشياء قيمتي و شوينده‌ها و خشكباري كه در انبار يا يخچال نگهداري مي‌كنيم. طبيعي است اين وسايل را در دسته‌هاي منظم نگهداري مي‌كنيم تا در زمان مناسب استفاده كنيم.

    اما انباشتگي وسايلي است كه ما استفاده نمي‌كنيم، كادوهايي كه در دريافت كرديم و سال‌ها در گوشه‌ي كمد يا انباري نكه داشته‌ايم. تمام وسايلي كه به دلايلي در پستوها نگه داشتيم ولي قرار نيست استفاده كنيم. كارهاي به تعويق افتاده، انباشتگي محسوب مي‌شود. قبض‌هاي پرداخت نشده، مجله و كتاب‌هايي كه نصفه نيمه خوانيده‌ايم و قرار است روزي سروقتشان برويم مانع گردش انرژي در مكان شده و انباشتگي محسوب مي‌شود.

    همه‌ي اين انرژي‌هاي راكد محيط تاثير بسيار بدي بر سلامت مكان‌مان دارد به نحوي اگر براي يك پاكسازي درست و به جا، مشغول شويم وجد و شوري كه از اين كار به دست ميآيد شايد ما را از هزينه‌هاي سنگين طراحي جديد منصرف كند. اين بدان معني نيست كه هر طراحي نويي لازم نيست چون اگر پاكسازي كنيم به نتيجه‌ي دلخواه مي‌رسيم در واقع با پالايش مكان،‌ نيازهاي اصلي خود را براي طراحي دلخواه شناسايي مي‌كنيم.

    تاكيد فنگ‌شويي بر رفع انباشتگي به اين دليل است كه بسياري از آشفتگي‌هاي ذهني ما نمود عيني در مكان‌مان دارد يعني هنگام رفع انباشتگي متوجه مي‌شويم كه با بررسي هر كدام از وسايل‌مان در بيرون ناخودآگاه به بررسي پرونده‌هاي ذهني خود مي‌پردازيم و پس از اين كار احساس سبكي بيشتري خواهيم داشت. طبيعي است كه زندگي در يك مكان شلوغ و پر از وسايل،‌ بار ذهني‌مان را سنگين و مسير زندگي و رسيدن به اهداف‌مان كند مي‌كند. در يك مكان انباشته، داشتن حس سرزندگي و فكر نكردن به گذشته بسيار مشكل خواهد بود. پيشنهاد فنگ شويي اين است كه همين لحظه،‌ جاي كوچكي را مرتب كنيد و اثرات آن را در زندگي خود حس كنيد. توصيه‌ي ديگردر اين راستا،‌ اشتباه نگرفتن پاكسازي با يك زندگي مينيمال است. اين كه پالايش براي افراد مختلف، كاربردهاي گوناگوني دارد.

    رفع انباشتگي و آرام شدن ذهن از نقاط قوت فنگ‌شويي است كه خانه را مكاني امن و استراحت‌گاهي قابل اطمينان تصور مي‌كند جايي كه قرار است هر روز و هر شب مانند معبدي آرام براي تسكين جسم و روح‌مان باشد. شايد در ديگر سبك‌هاي طراحي داخلي به اين شكل به رفع انباشتگي نپردازند هرچند انجام پاكسازي و پرداختن به سبك‌هاي ديگر طراحي، اثرات مؤثر خود را خواهد داشت. فنگ‌شويي به مثابه‌ي مشاوري دلسوز كمك مي‌كند تا علاوه بر تغيير چيدمان داخلي، ذهن و روان ساكنين آن مكان را در نظر بگيرد و خانه يا ‌محل كار را به سمت و سويي هدايت كند كه علاوه بر آرامش دروني،‌ مسير رسيدن به اهداف ساكنين را هموار كند. به طور خيلي خلاصه،‌ متخصص فنگ‌شويي به ساكنين بيشتر اهميت مي‌دهد تا اشياء،‌ وسايل را در خدمت ساكنين مي‌داند.

    اشياء درخشان و كريستال‌ها و بادآويزها:

    از ديگر تفاوت‌هاي فنگ‌شويي با ديگر سبك‌ها، توصيه‌هايي است در چيدمان داخلي در خصوص اشياء درخشان و تزييني و تاثير بادآويزها دارد.

    در فنگ‌شويي اعتقاد بر اين است كه اشياء درخشان،‌ انرژي مثبت را در محيط فعال كرده و نور را در فضا چندبرابر مي‌كند. همه‌ي كريستال‌ها و لوسترهاي تزييني براق انرژي چي را در محيط افزايش مي‌دهند. بهترين جايي كه مي‌توانيم اين اشياء را قرار دهيم گوشه‌هاي تاريك و ساده‌ي مكان است،‌ به خصوص در گوشه‌هاي كه مربروط به خانه‌ي شماره‌ي شش يا دوستان است كه جذب دوستان در زندگي را بالا مي‌برد.به هر صورت نور در فضا نماد انرژي است و اگر به مقدار كافي آن را در فضا گسترش دهيم منجر به عوض شدن سطح انرژي در مكان مي‌شود. به طور مثال اگر در مكاني زندگي مي‌كنيم كه سقف آن كوتاه و نورش كم است با افزودن اشياء در خشان مي‌توانيم انرژي راكد و سنگين آنجا را به جريان بيندازيم. كريستال‌هاي كوچكي كه بر روي پنجره‌ها مي توانيم نصب كنيم گرمي و لطافت خاصي به فضا مي‌بخشد و سطح انرژي مثبت را در فضا افزايش مي‌دهد.

    آيينه‌ها نيز جزء اشياء درخشان محسوب مي‌شوند اما در استفاده از آنها خيلي بايد دقت كرد چرا كه انرژي را به مقدار زيادي افزايش مي‌دهند. در ذهن خود مجسم كنيد كه اگر دستشويي هواپيما آيينه نداشت آيا حاضر به استفاده از آنجا بوديم؟! آيينه در هال و راهرهاي باريك قرار دهيم. ( در يكي از مقاله‌هاي پيشين به تفصيل در اين باره صحبت كرديم).

    از آنجا كه همه‌ي هدف فنگ‌شويي ايجاد هماهنگي در مكان است،‌ صدا بخش مهمي در ايجاد اين تعادل است. صدا مي‌تواند كيفيت سطح انرژي يك مكان را تغيير دهد. بدين منظور ابتدا بايد صداهايي را كه دوست نداريد تشخيص دهيد مانند صداهاي يخچال ،فريزر و دستگاه‌هاي سرمايش و گرمايش و غيره. اين صداهاي پيوسته در فضا،‌ منجر به كم حوصلگي و عصبيت مي‌شود. در اين راستا هركدام را كه مي‌توانيم خاموش كرده و هر كدام كه چاره‌اي نداريم با به صدا درآوردن اصوات ديگري در مكان، از آسيب‌هاي اين صدا جلوگيري مي‌كنيم. صداهاي موسيقي‌هايي كه انرژي مثبت در فضا را بالا مي‌برد و يا استفاده از آب‌نماهايي كوچك در فضا، بسيار كمك مي‌كند. اين اشياء،‌ صداهاي ناخوشايند وسايل الكتريكي را جذب مي‌كنند. آويزان كردن باآويزها در معرض باد طبيعي از ديگر پيشنهادهاي فنگ‌شويي است كه امواج آن سطح انرژي را در مكان بالا مي‌برد.

    مدرس و مشاور كارگاه‌هاي آموزشي: هنر پالايش مكان و ذهن مهتاب مراديان

    mahtabmoradian@gmail.com

  • جلسه‌ي سوم كارگاه آموزشي بازيابي خلاقيت

    خشم:

    بعد از نوشتن‌هاي پي در پي روزانه،‌ آرام آرام به محتويات ناخودآگاه خود دست پيدا مي‌كنيم و البته اين براي كساني اتفاق مي‌افتد كه با خود صادق‌ترند و انكار واقعيت در آنها كم‌رنگ‌تر. براي اغلب افراد يادآوري كاستي‌ها در زندگي آسان‌تر از جنبه‌هاي مثبت زندگي‌ است و شايد به همين دليل باشد كه اولين پرونده‌هايي كه براي افراد در دسترس قرار مي‌گيرد دلخوري‌ها و ناكامي‌ها باشد. در اين هفته‌ها شاهد خشم‌ها و فريادهاي فروخورده‌ي افراد هستيم كه با حزن خاصي همراه است. images

    خشمگينيم چون اجازه داده‌ايم به جاي‌مان نظر بدهند، خشمگينيم چون متوجه شده‌ايم انتظارات اطرافيان بيش از توان ماست،‌ عصباني هستيم چون مي‌بينيم انگار فقط ماييم كه بايد رعايت كنيم ولي ديگران اين انصاف را در حق ما رعايت نمي‌كنند و …

    به هرصورت به اين كه الان حق با چه كسي است كاري نداريم ولي به همه‌ي اين احساسات احترام مي‌گذاريم چرا كه ديدن خشم‌ها، راه‌هاي جديدي را قرار است در زندگي‌مان باز كند ما در واقع نياز داريم كه با همه‌ي حس‌ها خوب و بد خود روبرو شويم و به آنها احترام بگذاريم.

    خشم به قول خانم جوليا كامرون، اشاره به راه جديدي در زندگي‌مان دارد به ما مي‌خواهد بگويد اين شيوه‌ي زندگي كه تا الان داشتي مناسب با نيازهاي واقعي‌ات نبوده است،‌ آنچه از اطرافيان ديديم و فكر كرديم سبك زندگي درست است به واقع متناسب با ما نبوده است. فكر تغيير دادن رويه‌ي خود و فكر اين كه سال‌ها با شيوه‌ايي بوده‌ايم كه زمان را از دست داده‌ايم دردآور است،‌ ولي روند رشد،‌ راهي به جز تجربه‌ي اين دردها نيست.

    اما حال به خشم خود چه كنيم؟

    ما رد حال حاضر از اين خشم‌ها نمي‌هراسيم فقط هرچه مي‌توانيم مي‌نويسيم و در صورت نياز سوگواري مي‌كنيم،‌ قدم مي‌زنيم و گريه مي‌كنيم،‌به حال خود دلسوزي مي‌كنيم و از اين روند هيچ ترسي به خود راه نمي‌دهيم. طبيعي است كه كمي كار خود را سبك مي‌كنيم از اطرافيان آگاه دوروبرمان مي‌خواهيم كه كمي ما را به حال خود بگذارند و كاري به كارمان نداشته باشند. برايشان توضيح مي‌دهيم كه اين دوره گذراست و هميشگي نيست. هيچ تصميم مهمي را در اين زمان نمي‌گيريم و فقط كارهاي‌مان در حد اين كه زمين نماند انجام مي‌دهيم. كار جديدي براي خود تعريف نمي‌كنيم و كمي با خود مهربان‌تر و ملايم‌تر رفتار مي‌كنيم.

    من چه كساني را عذاب مي‌دهم و از دست چه كساني عذاب مي‌كشم؟

    در اين هفته‌ها به عذاب دهندگان بيشتر فكر مي‌كنيم همان‌هايي كه دوست دارند كار خودشان سروقت انجام شود ولي اگر ما دوست داشتيم مديريت زمان داشته باشيم سرزنش مي‌شويم و مواردي از اين دست…

    اما از خود بپرسيم من و شيوه‌ي رفتاري من چه كساني را عذاب مي‌دهد؟ اين پرسش نه تنها به خودآگاهي ما كمك مي‌كند بلكه از خشم‌مان هم كاسته مي‌شود چرا كه به همان نسبت كه مورد عذاب واقع شديم ما هم ناخواسته يا خواسته عذاب‌آور بوده‌ايم. درك اين موضوع از خشم‌مان مي‌كاهد و دريچه‌ي واقع‌بيني مان را گسترده‌تر مي‌كند.

    شرم، احساس گناه، بخشيدن خود و سوگواري:

    هيچ كس دلش نمي‌خواهد زماني را به بيهودگي گذرانده باشد، دوست ندارد كسي با او بي‌‌رحم باشد و يا خودش كسي را اذيت كرده باشد. بعد از ديدن خشم‌ها چه از دست ديگران چه از دست خودمان،‌ احساس شرم و تقصير فرايندي طبيعي است كه تجربه‌اش مي‌كنيم. دلمان مي‌سوزد كه ناآگاهي چه ضربه‌هاي سهمگيني به زندگي‌مان زده است.

    اما واقع‌نگري آن است كه با آگاهي پيشين ما انتخابي بهتر از اين نداشتيم،‌ اگر فرايند سوگواري را به آرامي انجام دهيم و به حال خودمان دلسوزانه نگاه كينم و خود را ببخشاييم آرام آرام از احساس گناه‌مان كاسته مي‌شود و خود را آماده‌ي تغيير روش زندگي‌مان مي‌بينيم و چه فرايندي از اين مبارك‌تر كه شخصي تصميم بگيرد خوب‌تر زندگي كند.

    روند آهسته‌ي رشد:

    خيلي طبيعي است كه در اين مسير جديد يك روز احساس كنيم خيلي خوب پيش رفته‌ايم و يك روز احساس كنيم چقدر عقب مانده‌ايم. مسير رشد دو گام به جلو و يك گام به عقب است. از اين روند متعجب نشويم و انتظار خود را بالا نبريم تا بتوانيم با ياري خدا، اين مسير پرپيج و خم رشد را طي كنيم.

    اميد كه احياي توانمندي‌هاي شخصي و بالابردن سطح كيفي زندگي از اهداف و الويت‌هاي زندگي‌مان باشد.

    منتظر يادداشت بعدي باشيد.

    مربی و برگزارکننده‌ی کارگاه آموزشی بازیابی خلاقیت: مهتاب مرادیان

  • فنگ شويي چيست؟ (15)

    علم فنگ‌شويي براي زندگي‌هاي امروزي چه پيامي دارد؟

    رنگ آبي:

    نشانگر انرژي آب است آبي با درونگري و آرامش مرتبط است. هيجانات را كاهش مي‌دهد و استراحت و راحتي به همراه دارد بنابريان براي اتاق خواب مناسب است به خصوص با اضافه كردن رنگ صورتيimages هلويي و كمي قرمز كه سردي و بي‌روحي آن را بگيرد.

    همچنين استرس را كاهش مي‌دهد و براي جاهايي مانند اداره‌ها و اتاق‌هايي كه افراد بحث و مذاكره مي‌كنند مناسب است. براي افرادي كه سطح انرپي پاييني دارند خيلي مناسب نيست.

    رنگ قرمز:

    همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد اين رنگ به ندرت و با احتياط در طبيعت استفاده شده است بنابراين در دكوراسيون داخلي هم بايد مقدار كمي از آن را استفاده كنيم. رنگي است كه خيلي قوي و تند است و اولين رنگي است كه در طراحي به چشم مي‌آيد. رنگ آرامي نيست پس براي اتاق خواب هم مناسب نيست. ضربان قلب را افزايش مي‌دهد ولي مقدار كمي از آن براي سرحال‌تر شدن مناسب است اما مقدار زيادش منجر به رفتارهاي خشونت آميز مي‌شود. براي سالن جشن‌ها و تئاتر مناسب است. بالابرنده‌ي آتش است و شهرت و اعتبار را بالا مي‌برد.

    رنگ بنفش:

    رنگي هنري است. با مراقبه و درونگري،‌ تميزي و شفافيت، آداب و رسوم و حس جشن و مراسم مرتبط است. بنفش تيره براي خواب مناسب است و براي اتاق غذاخوري هم توصيه مي‌شود چون رنگ وزين و شاهانه‌اي است. با معنويت ارتباط نزديكي دارد و براي جلوگيري از ناهنجاري‌هاي اجتماعي توصيه مي‌شود بنابراين براي بيشتر فضاي داخلي مناسب است.

    رنگ صورتي:

    حس زنانه و مغذي دارد براي اتاق خواب مناسب است. خاصيت درمان‌كنندگي آن براي كودكان و يا براي افرادي كه طلاق گرفته‌اند و نياز به حمايت دارند توصيه مي‌شود. به طور كلي رنگ علشقانه‌اي است.

    رنگ پرتقالي يا نارنجي:

    رنگ پرارتعاشي است. نشانگر سلامتي و سرزندگي است. از آتش قرمزين گرفته شده تا به رنگ خاك و زمين رسيده است. در راهروها براي خوش آمدگويي خيلي مناسب است. براي اتاق‌هاي شمالي مناسب‌تر است و براي جاهايي كه نياز به گفتگو و حرف زدن داريم تعامل را روان مي‌كند.

    رنگ زرد:

    به مانند خورشيد نيرو و قدرت به همراه دارد. با تداوم،‌ شادماني و هوش ارتباط نزديكي دارد . براي بالا بردن تمركز خيلي مناسب است به شرط آن كه پشت به آن بنشينيم. رنگ زمين است و حال و هواي دور هم حمع شدن را دارد پس براي اتاق نشينمن و غذاخوري مناسب است. براي اتاق خواب اصلا توصيه نمي‌شود.

  • فنگ‌شويي چيست؟ (14)

    علم فنگ‌شويي براي زندگي‌هاي امروزي چه پيامي دارد؟

    رنگ در فنگ‌شويي:

    رنگ تظاهر انرژي و نور است،‌ جهان بيروني را شكل مي‌دهد و به واسطه‌ي درك ما از آن به زندگي‌مان رنگ و بوي خاصي مي‌دهد. استفاده از رنگ در طراحي داخلي اجازه مي‌دهد تاريكي و روشني كه به آن نياز داريم محقق شده و لطافت خوبي به فضا مي‌دهد. به خصوص هنگام شب كه نياز داريم استراحت كنيم و بدن‌مان به ريتم طبيعي خودش بازگردد و هورمون‌هايمان تنظيم شود. images

    همچنان كه رنگ، تجربه‌ي ما را از نور و تاريكي افزايش مي‌دهد، مي‌توانيم از آن براي استراحت يا گفتگو و يا هر هدف ديگري استفاده كنيم. رنگ‌ها در خانه،‌ جزء جدانشدني زندگي هستند بر رفتار،‌ احساسات و افكارمان تاثير زيادي دارند. همچنين رنگ‌ها با مشخصه‌هاي احساسي مرتبط هستند كه در ادامه به بررسي هركدام مي‌پردازيم. به طور مثال رنگ سبز با حس امنيت و رنگ قرمز با حس سختي مرتبط است. بين انرژي ما و رنگ‌هايي كه در محيط پيرامون‌مان به كار رفته،‌يك ارتباط شخصي وجود دارد. هرقدر بيشتر درباره‌ي رنگ‌ها بدانيم كه چگونه كار مي‌كنند براي ارتقاء سطح كيفي زندگي‌مان بهتر مي‌توانيم از رنگ‌ها استفاده كنيم. مي‌توانيم محيط خلاقانه‌تري براي ارتقاء زندگي خود خلق كينم و يا شب راحت‌تر بخوابيم و در طول روز با كيفيت‌تر زندگي كنيم.

    تحقيقات نشان مي‌دهد خلق يك حالت در اتاق خيلي مهم‌تر از كارايي آنجاست. امروزه فضاي خانه‌ها بيشتر براي تلويزيون ديدن و خوردن طراحي شده‌اند. در حالي كه مي‌توانيم فضاهايي براي استراحت و خلاقيت و بازي هم داشته باشيم. جايي براي تمركز ذهن و يا گوشه‌هايي براي گفتگوهاي دونفره. رنگ يك ابزار قوي در طراحي داخلي است رنگ بر چگونگي رفتار ما اثر مي‌گذارد و در واقع اين تاثير بيش از مبلمان و ديگر وسايل است.

    رنگ سبز:

    سبز رنگ طبيعت و رشد كردن است. و همان طور كه در وسط چرخه‌ي رنگ‌ها قرار دارد حس تعادل و صلح در فضا ايجاد مي‌كند. روح را نوازش داده و آرام بخش اعصاب است. انسان‌ها را مطمئن مي‌كند. بنابراين انتخاب مناسبي براي نشان دادن امنيت است؛ همان طور كه در چراغ ترافيكي، ‌سبز نشانه‌ي حركت و امنيت است. از ديگر خصوصيات رنگ سبز، تعادل بخش بودن آن است. از اين رنگ مي‌توان هر جا استفاده كرد به جز جاهايي كه نياز داريم فعاليت‌هايي را ترغيب كنيم مانند موقعيت كاري. طبيعت آن آسان گرفتن و استراحت كردن است. پس براي اتاق خواب مناسب است اما ارتباطش با پول و محدوديت را نمي‌توان ناديده گرفت كه براي روان كردن و برانگيختن گوشه‌ي خانه‌ي شماره‌ي 4 (شانس) مي‌تواند مناسب باشد. اضافه كردن مقداري سبز مانند گذاشتن گياهان و يا در قاب آيينه و يا در روميزي سبز رنگ بلامانع است.

    رنگ قهوه‌اي:

    استفاده از رنگ قهوه‌اي اثر تثبيت كنندگي دارد چون ارتباط قوي با طبيعت جهان دارد و يادآور اصالت ماست كه از خاك زاده شده‌ايم و به آن هم باز مي‌گرديم. با پاييز مرتبط است و براي افراد خيلي مسن توصيه نمي‌شود. اين رنگ مناسب تفكر است و قدمت فضا را بالا مي‌برد. بسته به مقدار رنگ زرد و قرمزي كه در آن به كار رفته مي‌تواند انگيزه دهد و يا مانع باشد.

    رنگ سفيد:

    سفيد نشانگر معصوميت و خلوص است. استفاده از آن روي ديوارهايي كه تابلوي نقاشي دارد هنر را بهتر نشان مي‌دهد. تمركز افراد را بالا مي‌برد. اين رنگ به ماهيت ديگر اشياء در محيط شفافيت مي‌دهد. اگرچه براي خيلي از فضاها مناسب است ولي براي فضاي زندگي خيلي توصيه نمي‌شود. سفيد درخشان براي ورودي مناسب است و سفيد كرم براي فضاي نشيمن راحتي به ارمغان مي‌آورد.

    رنگ خاكستري:

    رنگ مبهمي است و مرتبط با نقل مكان است و بين دوموقعيت نامعلوم را نشان مي‌دهد. مشخصات سياه و سفيد را دارد ولي هيچ كدام نيست. به عنوان رنگ مكمل و متعادل كننده در نظر گرفته مي‌شود و يا به عنوان رنگ افسرده كننده و مرده. اين ديدگاه‌ها بسته به انتخاب ما در فضاست. اگر به عنوان مكمل استفاده شود حال و هواي مكان را به سمت معنويت سوق مي‌دهد. اگر اين رنگ را براي طراحي داخلي استفاده مي‌كنيد لازم است آن را تر و تازه نشان دهيد.

    رنگ سياه:

    همه‌ي رنگ‌ها را در خود دارد و حس عميق بودن را مي‌رساند. اگر هوشمندانه استفاده شود سخت و مرده به نظر مي‌آيد. استفاده از اين رنگ خيلي توصيه نمي‌شود چرا كه ساكنين احساس افسردگي و سنگيني خواهند كرد. رنگ سياه پر رمز و راز است و مستقل و چشمگير به چشم مي‌آيد. براي اتاق كودكان،‌ غذاخوري و مكان‌هايي كه مرتبط با درمان است مناسب نيست… ادامه دارد …